مامان خاتون

خاطرات سه عالیجناب محترم

پینکی پونکی
نویسنده : مامان خاتون - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۸
 

معرفی میکنم : دختر دو ساله ی مان که اکنون پیرزنی بیش نیست : پینکی پونکی ! مژه

اسم پینکی به خاطر دست و پای صورتی بر او نهاده شد ..  توسط بنده از خود راضی!!

دیدیم کرک و پشمش ریخته و موهاشو زیاد شونه نمیکنه .. حدود 2 سالی هست که مهمان خونه ماست ، فکر کنم اواخر عمرش باشه چون بیشتر از دو سال عمر نمیکنه !!! گفتم به خاطر بازی و شادی که به بچه هام بخشیده حقی به گردنم داره !! زبان پس معرفیش کنم .. مژه

دخمل شیطونیه .. خیلی دوسش داریم .. خدا بهش عمر با عزت بده ! زبان بی سرو صدا ، خانوم ، ترو تمیز طوری که وقتی از این دست به اون دست میشه و باهاش بازی میکنیم میره تو لانه ش و خودشو تمیز میکنه ! رفتارش توهین آمیزه انگار با توده ایی از میکروب سرو کار داشته !!  چند بار جهیزیه براش اماده کردیم ولی آخرش رو دستمون موند .. الان یه خمره ترشی از پینکی شده واسه خودش !

حیوون خوبیه برای نگه داری .. کمیک و بانمکه .. بیماری مشترک با انسان نداره .. خیلی تمیزه جای دستشوییش با غذاش یکی نیست .. خیلی هم بازیگوشه .. اینقدر احساساتیه که اگر باهاش بازی نکنی دچار افسردگی میشه .. جز جوندگان محسوب میشه و غذاش هم تو هر خونه ایی پیدا میشه انواع دانه ها به جز بادام و سبزیجات ..