مامان خاتون

خاطرات سه عالیجناب محترم

گالری نقاشی 1
نویسنده : مامان خاتون - ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۱
 

اینجا خیابان نیست .. پارک هم نیست .. خونه مونه !!!

اتاقشون هم نیست .. یه قسمت پرت توی خونه هم نیست ! دیوار هال پذیراییه !!

عصبانی شدم ؟ کتک خورد ؟ دعواش کردم ؟ باهاش صحبت کردم که دیگه این کار رو روی دیوار انجام نده ؟ ابزار نقاشی ش رو عوض کردم ؟

هیچ کدام .. این دیوارها آب از سرشون گذشته ..

بزار بچه ها حالشو ببرن !! گاهی اوقات دلشون میخواد در وسعت بیشتر نقاشی هاشون رو کنند .. خودم همیشه آرزو داشتم دیوار های خونه رو خط خطی کنم ! میدونی ؟ خیییییلی حال میده که تا جایی که دستت میچرخه روی یه سطح بزرگ خط بکشی ...