مامان خاتون

خاطرات سه عالیجناب محترم

مقنعه مشکی ، مسئله این است !!
نویسنده : مامان خاتون - ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱
 

مدتی بود به دنبال یک شال آبی خوشرنگ بودم که با اون برای پاسپورتم عکس بگیرم بغل.

خیلی طول کشید تا رنگ مورد علاقه رو پیدا کردم بلاخره هفته پیش شال مورد علاقه ام رو مدل زیبا و مناسبی بستم و شنگول و منگول رفتم عکاسی ، چادرم رو برداشتم اما تا  خانم عکاسه ما رو خجسته دید خیلی خونسرد گفت : پوشش باید فقط مشکی باشه یا چادرتو سرت کن یا مقنعه مشکی داریم اون رو بپوش و رو به همکارش کرد و پرسید زیر چادر شالش آبی باشه اشکالی نداره ؟؟ اون هم گفت چرا اشکال میگیرن ! دوباره مدارکتو پس میفرستند و توی دردسر میفتی ! با اکراه شالم رو برداشتم و مقنعه شیپیشویی که توی اتلیه بود رو سرم کردم به حدی زیر چانه اش باز بود که کله ی تخریب چیای محترمم نیز توش جا میشد !! به عکاسه گفتم مطمئنی ؟؟ آخه با مقنعه مشکی فقط افغانستان راهم میدند ! پس فردا برم اروپا یا امریکا به جای زن القاعده ایی چیه اسمش ؟؟ آهان .. به جای زن بن لادن میگیرنم هااا !!‌گفت قانونه ! چه میدونم !!

خلاصه با دلخوری عکس رو انداختم در حالی که قیافه مم بسیار ضدحال مینمود و از اثر حمله عصبی هفته گذشته  هم لب مبارکمون کج بود ! سعی کردم لبخندی میهمان لب و لوچه مان کنیم که بعدا توی عکس دیدم بدتر کجکی تر شده ! 

چه عکس گندی از آب دراومد عینهو جوکی جنگلی ها !!! خیلی خوشحال میشدم هرکی عکس رو میدید میگفت اصلا شبیه ت نیست !!‌خوشمزه

امروز پاسپورتم رسید !! همون بهتر با این پاسپورت برم ور دل طالبان !!‌ وااالله با این قانون هاشون .. از مسلمونی همینش رو یاد گرفتند !!

حالا از چی میسوزم ؟؟؟

مدارکم رو که به پلیس +١٠ تحویل میدادم نگاهم به پرونده ایی که دست سرهنگ بود افتاد عکس زن جوانی با شال آبی کپی رنگ شال من !!! دارم میپکم فقط !!!!عصبانیعصبانی

 بعدنوشت :

واااای چقدر اسمایلی گذاشتن پرشین سخته !! آدم از خیرش میگذره !!!‌

برنامه ی حسن جور نشد .. مدارکشو قبول نکردند ! گریه

روز سفر هم ٢۵ خرداد اعلام شده .. من شنیدم سه شنبه قبل مرز ایران عربستان رو بستند !! خدا به خیر کنه .