مامان خاتون

خاطرات سه عالیجناب محترم

فائزه هاشمی کجايی ؟؟
نویسنده : مامان خاتون - ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/۱٧
 

مدتيه حسن عشق ماشين شده و دستور خريد ميده يه دفعه بهش گفتم بابا ميخواد برات يه پرايد مشکی ۱۴۱ بخره که خيلی خوشگله خيلی هم تند ميره خيلی باحاله و اون تعريفهايی که مورد علاقشه رو درباره اون ماشين کردم با ذوق و شوق گوش داد و آخرش با شور و حرارت گفت : من ميخوام برای بابا يه پيکان بخرم ميدونستم باباش پيکان دوست نداره و خودشم اينو ميدونه گفتم چرا پيکان گفت آخه خيلی تند ميره گفتم کی گفته گفت علی پنجه ای  ( چقدر اين بچه روی حسن تاثير داره ) گفت برای خودمم يه سمند ميخرم گااااااااااااز ميدم مممممممممممميرم تند تند گفتم خوب برای من چی ميخری ؟ کمی فکر کرد و گفت برای تو يه دوچرخه زنونه ميگيرم که رنگش سبز و زرد و قرمز و آبی و بنفش و نارنجی باشه ..... ديگه نپرسيدم برای حسين چی ميخری وقتی برای مامانش دوچرخه بخره لابد برای داداشش روروئک ميخره ديگه  . خوش به حال باباش اقلا يه پيکان از حسن ميگيره  . اين فائزه که دوچرخه سواری برای زنان رو آزاد کرد کجاست ؟؟ پسرم ميخواد برام دوچرخه هفت رنگ بخره .