مامان خاتون

خاطرات سه عالیجناب محترم

ذيق وقت
نویسنده : مامان خاتون - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢٧
 

نوش جان :)سلام فکر کنم ۲۰ روزی باشه که نتونستم بنويسم مشکلات اسباب کشی کم بود نويز زياد خط تلفن که بعضيا بهش ميگن هوا اندر خط تلفن !! هم بهش اضافه شد و اتصال به اينترنت مشکل آفرين و نتونستم به موقع تولد حسين رو مبارک کنم خيلی برنامه داشتم براش. ميخواستم بلاگ جديدی رو برای همين امر بزنم و اونجا يه تولد حسابی بگيرم اما اصلا وقت نميکنم بيام کامپيوتر رو روشن کنم خيلی گرفتاری کاريم زياده که اينجا مجال نوشتنش نيست ...

از همه دوستان عزيز و خوبم معذرت ميخوام که نتونستم يک به يک عيد ديدنيشون برم و عرض ادبی بکنم اميدوارم بی ادبی منظور نشه فرصت کم است و حرف و حديث بسيار اميدوارم که بتونم در آينده جبران کنم . اين سايت شرميشن هم ناز ميکنه نميتونم يه کيک به ملت نشون بدم دهنشون آب بيفته .

متاسفانه به علت ذيق ؟!! وقت مجبورم عين اين متن رو تو اون بلاگ هم بزارم .... ذيق رو درست نوشتم ؟؟؟؟؟ جبران ميکنم ... فعلا ...

تا بعد  .

بعد از تحرير : اينم دو کيک تولد .