مامان خاتون

خاطرات سه عالیجناب محترم

جيزه
نویسنده : مامان خاتون - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٩
 

امروز دستش با بخاری یه ذره جیز شد !!!

فسقلی انگار این شیش ماه و ۲۰ روزه منتظر بوده بشینه تو روروئک و مث فرفره جادو دور خونه بچرخه !‌بچه فوضول !

ـ خنگ خدا اون بخالیه ! داغه ! میسوزونه ! حالا هی گریه کن هی گریه کن ! اصن با من شه !

اینم نقطه نظر داداش وسطی !

ـ حالا برو دساشو بشور بدا بپرس چی شد چی شد !

اینم نقطه نظر داداش اولی !

نقطه نظر من هم معلوم شد !!!!