مامان خاتون

خاطرات سه عالیجناب محترم

تلودت ممارک
نویسنده : مامان خاتون - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٩
 

از 25 فروردین سال 82 بود که خونه ما پر از صدای هیاهو و شیطنت و جست و خیز پسرکی شد که همبازی و همراه حسن شد .
حسین از وقتی اومد با شیرین کاری هاش به زندگی ما شور و نشاط بیشتری بخشید .
پسرک ریز نقش و خوش قلب و مهربونی که با خنده هاش ما رو میخندونه و با گریه هاش دلمون رو میلرزونه .

تولدت مبارک حسین کوچولوی مهربونم . انگار همین دیروز بود که جشن تولد سال گذاشته ات رو با جیغهای تلود تلود ممارک جشن گرفتیم ... دیگه نمیگی خسین ، خسن ، خوله خموم ،
اما هنوزم میگی مورود نمنو (ورود ممنوع) هنوزم نیمه رو به جای میوه میخوری و هنوزم همون حسین نمکدون خودمونی ...
دوست دارم هنوز بگم تلودت ممارک خسین ... از یادآوری خردسالی زیبایت لذت میبرم و خواهم برد و سعی میکنم هیچ روزی از روزهای اون رو فراموش نکنم .

دوستت داریم من ، بابا ، داداشی هات