مامان خاتون

خاطرات سه عالیجناب محترم

تونو خنا
نویسنده : مامان خاتون - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٧
 

گریه من دوبار پست نوشتم پرید !!!!!!!!!!!!!!!! گریه 

بعد از چند تا فحش آب نکشیده برای پرشین بلاگ :

.گ. .ن. .د. .ت. .ب. .ز. .ن. .ه. .پ. .ر. .ش. .ی. .ن. .ب. .ل. .ا. .گ.

دیگه حوصله ندارم بنویسمشون !‌منتظر 

این لینک سفارشی هادیونه برای ددئو (زن عمو) فاطی ماه بانو .. تونوخنا

وقتی داشتم مطلب گذشته رو بررسی میکردم برای اطلاحات احتمالی حسین اینجا رو دید ! صفحه که سه تا خرس خونسرد اون بالا نشستند !! کلی مشعوف شدندی و خواستندی که مطالب صفحه هم بخونندی که بنده روی علامتی که اون گوشه راست اون بالای صفحه ت که الان زل زدی بهش رو کلیک کردم و گفتم چه معنی داره آدم نصف و نیمه ی کلاس دومی وبلاگ دسته گل های خودش و داداش هاش رو بخونه و هر و هر بخنده !‌؟ یول 

البته خوب میخواستم بچه م قورباغه نشه ! نیشخند 

شنیدم که بعضی ها میان اینجا هادیونه و حسینونه و حسنونه میخونند ! قاه قاه همایونی میفرمایند و دلشون نمیاد کیبورد رنجه بفرماند مدح یا مذمتی در وصف دسته گل به آب دادن ه بچه های داداششون بزارن !!! ابرو 

تا دوباره نپریده و کفرم رو در نیاورده ارسال کنم ..

برای سارا خانوم روشندل عزیزم : مامان خاتون همون مادر سپید هست که اینجا هم گاهی مینویسه ..

وبلاگ اصلی من مادر سپید هست ..

roshandel.special.ir