مامان خاتون

خاطرات سه عالیجناب محترم

آزمایشات علمی حسنین
نویسنده : مامان خاتون - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧
 

سلام
من حسنم :
من رفتم سر یخچال چون خیلی بازم گشنه م شده بود .. به نظرم رسید که تخم مرغ بردارم تا برای خودم و برادرم درست کنم .. به خاطر همین تخم مرغ شستم و بعد دیگی رو برداشتم ، نه نه نه ، قابلمه ایی رواز جا ظرفی برداشتم همون موقع یک ظرف پلاستیکی توی ظرفشویی افتاد .. بعد از آن قابلمه رو پر از آب کردم و تخم مرغ رو توی اون گذاشتم .. چون خیلی گشنه م بود میخواستم زودتر بپزه برای اینکه پختن سریعتر اتفاق بیفته به آب ش ناخالصی اضافه کردم تا زودتر بپزه .. ناخالصی مثل نمک یا شکر یا هر چیزی .. که میتوان به آب تخم مرغ ریخته تا سریعتر پخته شود .. این مطلب را در آزمایشگاه مدرسه مان فهمیدم برای همین میخوام این کار رو تو خونه انجام بدم .. باید این را بگویم چون اگر اینکار رو انجام بدیم بروی تخم مرغ اثری ندارد چون پوسته دارد و طوری اش نمیشود .. چون مادرم بلد نبود این کارو نمیکرد ! الان هم دنبال یک ذره بین م که پیدا کنم که به حسین نشون بدم مولکول ها چطور بر اثر تبخیر از همدیگر فاصله میگیرن و تبخیر میشن .. مامااااان ذره بین کو ؟ میکروسکوپ بهتره .. داریم ؟
این درس علوممه مال بخش فیزیک . فصل چهارم بخش تصعید و چگالش

در همین اثنا حسین یک عدد قرص نعنایی کرد توی چشمم و پرسید مامان مامان ؟ ( همیشه دوبار میپرسه ) اگه اینو بندازم تو قابلمه تخم مرغ چی میشه ؟ گفتم بنداز ببین چی میشه .. بعد از اینکه قرص رو انداخت گفت : مامان نیستش الان انداختم این تو ولی نیست ! دور و بر گاز رو نگاه کرد و روی زمین رو هم نگاه کرد و دستاشو مث این اسمایلی کرد و گفت نه نیستش انگار فرار کرده !! ناقلا منو گذاشته بود سر کار و ادا در میاورد !!! حسن توضیحات علومی حل شدن قرص در آب رو به حسین داد ..
بعد از اون فعالیت شیمیایی آتش زدن دستمال کاغذی روی گاز رو انجام داد که بر اثر این آزمایش دستمال کاغذی تغییر شیمیایی پیدا کرد و همچنین کف پوش خوشگل آشپزخانه ام ، دچار تغییر شکل و رنگ و همچنین بو شد !!
در فعالیت بعدی حسین قصد داره آب رو آتش بزنه ! از این حسین بعید نیست !!
بعد هم با قاشق ضربه ایی به تخم مرغ توی قابلمه زد که پوسته ش ترک برداشت و سفیده ش بیرون ریخت ، فریاد زد : مامااان بچه ش داره دنیا میاد !!! توش جوجه داره بیا نجاتش بده !!!

اگر بخوام از فعالیت های این سه تا بنویسم دستم از کیبورد جدا نمیشه معمولا وقتی خوابیده اند مینویسم برای همین زود یادم میره ...