پز معلمونه

هر روز با ذوق و شوق و پر از انرژی از مدرسه برمیگرده و منو بغل میکنه و میگه :

مامان امروز بهترین روز عمرم بودبغل ! چه خوب کاری کردی منو فرستادی مدرسه تلفیقی ! خوشمزه

معلم ریاضی ش خیلی دوستش داره ، ازش یک عکس گرفته از حسن پرسیدم مگه از همه بچه های کلاست عکس گرفتند میگه نه فقط از من گرفته  تا وقتی دکترای تاریخ گرفتم و دبیر سازمان ملل شدم به همه بگه که یه روزی شاگردش بودم !

 این هم یه جور پز دادنه دیگه ! حیف که خیلی سال مونده تا تاریخ مصرفش برسه  اوه..

 

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
خودم

لابد یه چیزی می دونن دیگه، اصولا معلما خیلی چیزا می دونن باور کنین. حتی خوندن و نوشتنم بلدن

سانی

الهی قربون استاد تاریخ برم[بغل]

پرستش

واااااااااای اون نی نی که گوشه عکس لم داده و شیشه شیر دهنشه کیهههههههههههه؟ [بغل] الان میمیرم [بغل] وای مییییییییییییییییخوااااااااااااااااامممممممممشششششششششش [ماچ]

آیلین

اگه دیر سازمان ملل شد بگو حق منو از دنیا بگیره . دارم میپوکم از خستگی امشب خاتووون ... [گریه]

سارا

سلام. این یک کارت دعوته. شما به صورت افتخاری به جشن 23 مهر (روز جهانی عصای سفید و نابینایان) دعوت شدید. با حضور گرم و صمیمیتان باعث خوشحالی ما نابینایان میشین. بی صبرانه منتظر حضورتان در این جشن کوچک هستم. اگر لایق می دونید حتماً تشریف بیارید[گل][گل][گل]

نگین ح

سلام. این بچه ها دل منو بردن... هرکی ندیده باشه، من یکی شاهد نوزادی دوتاشون روی دستهات بودم: حسین و هادی... هر دوشونم در یه حالت توی روزنامه دیدم... یادته؟؟ [لبخند] ماشالله چقدر زود بزرگ شدن... حسن هم که دیگه آقا شده. نمی دونم هنوز منو یادشه یا نه... از طرف من بهش سلام مخصوص برسون و بگو خیلی وقتها به یادش هستم و مطمئنم یه روزی همینجا می بینمش؛ به عنوان دبیر کل سازمان ملل [زبان] اگه ممکنه این عکس سه تایی بچه ها رو (بزرگشو) برام ایمیل کن. راستی همچنان قشنگ و دلنشین می نویسی و منم همچنان موندم که بااینهمه کار و جمع و جور کردن اون سه تا وروجک، چطوری وقت می کنی اینهمه بنویسی؟ تازه اونم توی دو وبلاگ! بمب انرژی هستی به خدا [ماچ]