داستان لنگی شد و شبالی گری

حسن درس انشا داشت  ف خلاصه ی داستان مورد علاقه .. وقت نداشتم براش بنویسم سپردم به حسین که هر چه حسن میگه رو برایش بنویسه

حسن گفت و برادر 9 ساله اش نوشت :

سالها پیش وقتی زمان شوالیه گری به سر رسیده بود فردی به نام دون کیشوت ....

بقیه شم هم خودتون ببینید که چی نوشته !!! خنده 

حالا چرا توی کتاب داستانش نوشته نمیدونم ، و یا چطور لغت زمانی رو دوانی شنیده رو نمیدونم .. شبالی گریش که حرف نداره اما من تو کف لنگی شد شم !!! قهقهه

روی باباش رو با این دیکته اش سفید کرده !!! چشم

/ 2 نظر / 17 بازدید
نگین

وااای خداااا... خیلی بامزه است... [قهقهه]

خودم

جای نویسندش خالییی[شیطان]