لیست خرید

در حالی که شیشه شیر قدیمی ش رو میکرد توی چشمم گفت : شئا ایوو شییئش نی کنی بئاام ؟ ( چرا اینو شیرش نمیکنی برام ؟ )

اشاره به سرشیشه اش کردم و گفتم واسه اینکه این شیشه سرشیشه نداره !

شیشه ش رو برداشت و رفت سراغ امیر که داشت با دقت و وسواس داشت با آیپود یک بازی لمسی میکرد شیشه رو کرد توی چشم امیر وگفت : شئا موسونک نئیخری ؟

خندیدم و پرسیدم پستونک از کجا بخریم ؟ خندید و خوشحال و خجسته سرشو به طرف درب خونه کج کرد که یعنی الان پاشو بریم ، و گفت اا ای دا لیا بخریم ! انگار همین بغله !!

پرسیدم دیگه چی بخریم : - موسونک بخئیم تو دلم گفتم چه بی توقعه بچه م !! بعد انگار یه چیزی یادش افتاده باشه ادامه داد اوئاکی ( خوراکی ) اس مام بادی ( اسباب بازی ) ماشی( ماشین ) و .. دیگه یادش نیفتاد چی بگه دوید درب یخچالو باز کرد و یک لیستی از تو یخچال در آورد : اوس( سس ) شی (شیر ) مسدنی (بستنی ) کی ک ( کیک ) اوئاکی (خوراکی) درب یخچالو طبق عادت بهم کوبید و دوید تو اتاقش به دور و بر نگاه کرد و ادامه داد شب والم ائیخری ؟ (شلوارم میخری؟)

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
خودم

ياد سفارشاي خريد خودم افتادم [خنده]

الهام مامان آذین

خیلی بامزه بود.عکسهاشون هم خیلی خوشگله.من که چند ماهه با لباس پوشیدن آذین مشکل دارم!هرلباسی خودش بخواد ،ميپوشه،باهم ست ميکنه،اگه رنگها ست نباشه ،گيرميده اين به اون نمياد[ابرو].يا اين لباس خوشگل نيست.[تعجب]