از دست مامانم اینا !!

دیروز مثلا خواستم حافظه مامانم رو به کار بگیرم که : ای مادر جان ؛ خواهشا ، ترو به خدا ، خواهش مندم ، التماس میکنم یه ذره فکر کن ببین من بچه بودم آبله مرغون نگرفتم !!؟؟

مامان بلافاصله و خونسرد انگاری که درباره اوضاع اب و هوا حرف بزنه در جواب یکی از نگرانی های بزرگ زندگیم گفت : چرا گرفتی وقتی یاس ١ سال و ٢ ماهه بوده گرفتی ! از خود راضی

_ مااااااااااااااااااااااااااااااامااااااااااااااااااااااااان چرا تا حالا نگفته بودی !؟؟؟ هیپنوتیزم

- خوب تو نپرسیدی !! بازنده

_ مامااااااااااااااااااااااااااااااااااان !!! عصبانیمنتظرزبان

فک کن !! همه ی عمرم از آبله مرغونی ها دوری کردم که نگیرم ! از ترس زونا و تاولهایی که اثرشون سخت میره !! این مدتی هم که حسین و هادی درگیرش بودند اینقدر خارش های عصبی گرفتم و یه جوش کوچولو دیوونه م کرده بود ووو ... همه و همه بی دلیل بوده !

هر میلیون باری که من و یاس از مامانم میپرسیدیم میگفت : نه ؛ نگرفتید !!!

بیچاره مادربزرگم میگفت ما گرفتیم هااا ولی ما باور نمیکردیم !! خمیازه

این روزها بیشتر از این میترسیدم در سفرحج درگیر این بیماری بشم ...

خدارو شکر بازم مادرم در ٣٣ سالگی ام یادش افتاد اگر میزاشت وقتی ۶٠ سالم شد بهم میگفت چی ؟؟ فک کن تا اون موقع از ترس گرفتار شدن چه ها میکشیدم !! خنده

 

 

/ 6 نظر / 15 بازدید
نگین

خب به سلامتی خیالت از این یه مورد راحت شد... ولی از من می پرسی، میگم نگرفتی... مامان خواستن نگرانی هاتو کم کنن... [نیشخند]

خودم

[خنده] مباركه! اين اتفاق فرخنده رو از صميم قلب بهتون تبريك مي گم

هانیل

سلام عزیزم زونا ربطی به نگرفتن آبله مرغون نداره قابل انتقال هم نیست در صورتی که این ویروس توی بدن وجود داشته باشه احتمال گرفتن زونا وجود داره مامان من و مامان دوستم به فاصله یک ماه زونا گرفتن با این تفاوت که چون مامان اون اول گرفت من تجربشو داشتم اول از همه اینکه دردهای زونا معمولا با درددیگه ای اشتباه میشه مامان دوستم فکر میکرد قولنج کرده و مامان من فکر میکرد کلیه درد داره! مامان من با دیدن اولین نشونه زونا که روی کمرش بود رفت حجامت کرد! کاری که سالها بود ازش میترسید و شروع کرد به خوردن داروهای گیاهی که طبع خنک دارن! (طبع زونا گرمه) و با این شیوه مامان شکر خدا این بیماری سخت رو دوروزه از میدون به در کرد امیدوارم هیچ وقت بیمار نباشی اینها رو گفتم که اطلاع داشته باشی [ماچ]

خودم

احوالات مبارك چطوره؟ منظورم عمه خانم و مادر محترمشونم هستنا؟

خودم

[نیشخند] خوشحالم که دارن خوب می شن و شمام خوبین. با امتحانات چی کار می کنین؟ خوبن؟

خودم

پس از خواندن دوچرخه نوشت شما، سوالات خود در رابطه با امتحانات را پس می گیرم!