بستنی مرجانی

یه مدت هی میگفت : بسدنی مرجونی میخام و من هر بستنی که میگرفتم خوشش نمی اومد و میگف نه ه ه این مرجونی نیسد که !! حتی یه بار فکر کردم منظورش مرجان دریایی هست و کلی بحث کردیم که : فینگیل خان ، مرجان دریا که بستنی نداره ! کلی مچل شده بودم که برم سر یخچال های مغازه های مختلف ببینم ایا بستنی با عکس مرجان دریایی دیده این بچه که بستنی مرجانی دلش میخاد یا نه !! اصن همین روزا فکری شده بودم از باباش بپرسم : اقامون ایناا شوما مرجان خانوم میشناسین اینااا ! نیشخندشیطانچشمک

چندروز پیش با هم به سوپرمحل رفته بودیم یاد بسدنی مرجونی عالیجناب افتادم ! گفتم : هادی بدو یه بستنی مرجونی واسه خودت بردار .. با یه شعف خاصی دوید سر یخچال های بستنی و بستنی ها رو وارسی کرد و یه بستنی برداشت و از ذوق یه دور دور خودش چرخید و با خنده و شادی یه "بستنی معجونی" گرفت جلوی چشمم ! لبخند

/ 6 نظر / 27 بازدید
خودم

سلام امروز آفتاب از کدوم طرف در اومده؟ ولی انصافا یه کم دقت می کردین می شد گرفت منظورش چی بوده ها دقت کنین دیگه مامان خاتون

خودم

سلام اینکه در و دیوار اینجا عوض شده نشون می ده برگشتین. زیارت قبول و رسیدن بخیر عرض می شود. قالب جدید هم مبارک فقط می شه بگین کی قراره مطلب جدید هم این ورا رویت بشه؟؟؟؟

آنا

[خنده] عزیزمـــ.

خلوت یک مادر

سلام وبلاگ خوبی دارید موفق باشید خدا فرزند گلتونو براتون حفظ کنه دوست داشتید به وب منم سری بزنید و اگه خوشتون اومد لینک کنید ممنون[گل]