اوسا خالی بند

یه مدت درگیر حسین بودم که شرح ماجراش رو در این پست نوشته ام . حساسیت دارویی پیدا کرده که همچنان هم درگیره اما اوضاعش بهتره .. به علت تظاهرات جدید هرروزه ی این حساسیت یک روز در میان تقریبا غایب بود .. چهارشنبه ی گذشته هم که رفته بود معلمش غایب بوده و برگشت خونه !

اگه شما از اون دسته از مامان هایی هستید که خوشحال نمیشید بچه تون تو روز فارغ از درس و مشق باشه باید بهتون بگم که خوشوقتم بنده هم مث شماهستم ! برای اینکه قسمتی از غیبت از کلاس رو جبران کنم یک خالی بندی مصلحت آمیز بستم ! که معاون آموزش مدرسه گفته سرظهر تماس بگیرید و تکالیف رو بگیرید و به حد و اندازه کافی تکالیفی از خودم درآوردم و سرمشق دادم ! بگذریم که برای نوشتن هر خطش یکی از گیس های منو کند !!! ولی به هرحال قسمتی از تکالیف ننوشته اش جبران شد ! چه میدونستم امروز میره مدرسه و ته و توهش رو در میاره و منو ضایع میکنه !!!

امروز وقتی از مدرسه برگشت یه جوری که انگار بخواد مچ منو بگیره چشماشو گرد کرد و گفت !!

اهه مامااان امروز مشق نداشتیم اصن !! خانوممون ۴شنبه نیومده بودش اصن ! اصن این مشقا رو از کجا آوردی بهم گفتی !؟

داشتم ظرف میشستم انتظار مچگیری نداشتم !! خنده م گرفته بود به سمت شیرآب برگشتم و ریز خندیدم !!

و خونسرد گفتم اهه !! راس میگی !! پ این مشقا مال کی بوده !؟

از اظهار بی اطلاعی من متعجب شد !! دستاشو از مچ به عقب برگردوند و شونه هاشو بالا انداخت و گفت !! نمیدونم !! فک کردم تو میدونی آخه !!!

در حالی که سعی میکردم میمیک صورتم لوم نده برگشتم به صورتش نگاه کردم و گفتم : مگه امروز خانوم مشق ندید!؟ مغموم گفت : نه و رفت تو فکر !! بعد پرسید پس از کی سرمشق گرفتی !!

ای باااابا !! این چه مسله مهمی بود و من نمیدونستم‌!!! حالا باید بازجویی پس بدم‌ واسه دست خط کج و کوله آقا !!!

کلا حاضرجواب نیستم !! نمیدونستم از کدوم آستینم جواب دربیارم که ضایع نشم جلوی نیم وجبی !!

گفتم : یک نفر از دفترمدرسه بهم گفت این تکالیف کلاسیه که معلمش غایب بوده !!

گف : اهه !! شاید یه کلاس دیگه بوده معلم نداشته !!

منم تو هوا حرفو قاپیدم !! و ادامه دادم و گفتم : اهه نکنه تکلیف بچه کلاس پنجمیا بوده !!!!!؟؟حسن هم گفت ای ول حسیییییییین !! دو کلاس بالاتر نوشتی !!! بابا پنججججججججمی ی ی ی !!

چشماش گرد و شد و از تعجب خنده ش گرفت !! مخ خودمم فر خورد از این حرفی که زدم !حسن هم که همراهی کرد خالی بندی رو ..

با حیرت گفت وااای یعی مشقای پنجمیا بوده !؟؟ بچه م هنگ کرده بود !! اصن حواسش نبود که درس های کلاس سوم با پنجم فرق داره !!! آخرشم فر مخش باز نشد چی بهش گفتم !! میدونست یه جای کار میلنگه اما نمیفهمید کجاش !!!

 

چیه خو !!؟ اصن چه معنی داره بچه هی غایب بشه بعد مشقم ننویسه !! از سر بیکاری بیفته به جون بقیه !

اصن چه معنی داره مامان آدم جلوی آدم کم بیاره !! اصن چه معنی داره ...

هیچ معنی نداره !!!! دروغ بده !! منم دروع نگفتم خالی بستم !!! این اسمش خالی بندیه !! به بدی دروغ نیس !!! راس میگم !!! زبان

 

/ 7 نظر / 20 بازدید
تارا

آخی ... الهی .... دلم برا حسین سوخت.... بچم.... ولی خودمونیم خالی بند قابلی هستین..... تدریس خصوصی می پذیرین؟ خالی بندی هم عالمی داره!!!!

مهرناز

چه مامان خلاقی[نیشخند]

نگین

اونقدر ناراحت میشم که بچه ها مجبورن مشق زیاد بنویسن. خیلی وقتها مشقای خواهرزاده هامو واسه شون می نوشتم... دلم واسه دستای کوچولوشون می سوخت که باید اونطور به مداد فشار بیارن واسه نوشتن اون مشقای بدرد نخور. واسه این کارت هیچ وقت نمی بخشمت [ناراحت]

نفیسه

یخچالو چه کردی؟؟؟؟؟؟؟

نفیسه

واییییییییی .........من پارسال که ایران اومدم و با دوستام می رفتم خرید هی می گفتن نفیسه تو ابروی مارو می بری از بس ما دس رو هرچی میزاریم تو می گی چرا اینقدر گرونه!!!!!!!!!! خلاصه یخچالتو بخر توشم پر خوراکی کن میخوام بیام ایرانا