خواب دروغگوها

خواب دیشبم رو برای پدرشون با آب و تاب و تاثر تعریف میکردم :

ـ 02.gifخواب میدیدم که حسین رو موقع خرید بیرون مغازه کنار کالسکه هادی گذاشتم وقتی بیرون اومدم متوجه شدم که نیست ! دزدیده بودنش .. اینقدر جیغ زدم و گریه کردم و خودمو زدم که ...

با تاثر و اندوه داشتم پیاز داغشو زیاد هم میکردم که حسین هم اومد31.gif پای منبرم !

از اینکه تو خواب براش اینقدر ضجه مویه کردم کلی مشعوف شد 05.gif ولی خونسرد و طلبکارانه گفت :

اینقده دروغ نگو من دیشب همینجا خوابیده بودم هیشم گم نشدم !!!

/ 10 نظر / 5 بازدید
مينا

الـــــــــــــــــــــــــهی...

هانيل

از دست این وروجک... تو هر خونه یکی از بچه ها وروجک درمیاد وروجک شما هم حسینه ... خدا به دادتون برسه این با این زبونش بزرگ شه حسن سرگرمه درساشه.... یه بوس هم برای حسن عزیز

هانيل

داشتم فکر میکردم اینا دیگه دارن بزرگ میشن... یواش یواش دیگه نمیشه واسه حسن بوس هم فرستاد

مامان خاتون

هانيل بچه هنوز ۱۰ سالشم نشده !!!

مامان هنا

ميشه اينجا رو آپ کنيد

مريم

سلام...بچه ها را از طرف من هم ببوسشاد باشی

مريم

نفهميدم چی شد فقط يک وقت متوجه شدم که تمام مطالب اينجا را خوندمچقدر زيبا و با احساس می نويسی