مدینه نوشت 4

دیروز به امیر گفتم از یه چیز این عربها خیلی خوشم اومد اون هم اینکه بعد از هر نماز برای میت ها نماز میخونند ! ( یک نماز میت بی استثنا در همه نوبت ها به طور جماعت میخوانند ) امیر گفت "برای اموات نمیخونند، میت میارند ! " باز هم حرکت خوبیه .. من توجه نکردم که آیا در حرم امام رضا (ع) هم این کار رو میکنند یا نه ؟ نماز جماعت مومنین برای امواتی که در محل اقامه نماز حاضر هستند ! این نماز ها باعث میشد من به یاد پدربزرگ ها و مادربزرگ های مرحوممون بخونم ، برای هفت پشت قبلم هم نماز خوندم و از این بابت خوشحالم .

قبرستان بقیع در زمان پیامبر خارج از شهر مدینه بوده ولی حالا دیوارهاش به صحن حرم پیامبر مماس شده . آقایون اجازه دارند به قبرستان برند و بدون زیارت نامه خواندن و اشک ریختن از قبوری که فقط تکه سنگی مشخصه اش هست بازدید کنند . وهابیون حضور زن ها در قبرستان رو حرام میدونند و میگند که اگر زنی به قبرستان وارد بشه خدا لعنتش میکنه !! یاذالعجب !! این زنهای مادر مرده ی عربستان حتی اگر عزیزان و فرزندانشون بمیرند تا اخر عمر از رفتن به مزار عزیزانشون منع هستند . حتی در تشیع جنازه هم اجازه شرکت کردن ندارند . مردها با حالت دویدن جنازه رو به سرشون میگیرند و زود دفن میکنند برمیگردند انگار بلانسبت حیوانی دفن شده !تابوت هم در کار نیست روی یک تخته ایی که روی قسمت سینه اون یک برجستکی هست مرده رو میگذارند که لابد سریع سر بدهند تو قبر ، خاک میکنند ، سه سوت میاند بیرون !! اجازه ابراز احساسات ندارند چون در دین من درآوردی وهابیت گریه کردن برای اموات گناه داره چون آدمه دیگه مرده رفته پی کارش مث ساقه گیاه که قطع میشه ! دعا کردن و زیارت نامه و نماز خوندن هم برای مرده گناه داره چون اون ها مردند و نمیشنوند و میگند زیارت خوندن و دعا و نماز و توسل و شفیع قرار دادن ائمه هم حرام است و همه اعمال فقط واسه خداست ولا غیر .. تمام سخت گیری که در وهابیت به مرثیه سرائیی و عزاداری و زیارت و دعا خواندن حرام اعلام شده فقط به یک دلیل هست آن هم ترس از تجمع شیعیان در اماکن مذهبی و قبور اهل بیت و قدرت گرفتن ایشان هست .

قدیم تر ها زن ها میتونستند به سکویی که با قبور مطهر چهار امام 10-15 متر فاصله داره نزدیک بشند و از پشت نرده ها زیارت کنند اما مدتیه دیگه فقط از دیوارهای جنوبی بقیع اجازه زیارت قبور برای زنان هست ، قبور مطهر بانو حلیمه دایه ی پیامبر به دیوار نزدیک بود و تونستم براش مستقیم زیارت بخونم ..

وقتی اجازه نداری اشک بریزی و دائم با خشونت و دریدگی خاص خودشون تذکر میدند خیلی عذاب میکشی .. تازه میفهمی که بانو فاطمه زهرا با چه خبیثان و نافهمان و بی رحمانی زندگی میکرده .. اون وقت نور آتش درب خانه بانو چشمانت را میزند ؛ صدای دریده و بی حیای عمر لعنت الله علیه را میشنوی و دلت میخواد کر باشی و نشنوی : "این خانه را با هرآنکه در اوست آتش میزنم " ؛ پیکر پهلو شکسته خون آلود بانو رو میبینی و باورت میشه آره بانو همینجا در بین همین مردم زندگی کرده ؛ نامردمان همین شهر غل و زنجیر به دست و پای حیدرکرار گذاردند .

مدینه شهر بانو فاطمه الزهراست .. در همه جای مدینه صدای فرو افتادن اشک های بی صدای بانو رو میشنوی .. در همه جای مدینه صاعقه سیلی خوردن بانو رو میشنوی .. اما مدینه با این عظمتش هیچ بیت الاحزانی نداره .. هیچ کجا خانه ی امنت نیست برای گریستن و خالی کردن بغض ...

غصه های مدینه بسیار است .. هر روز درب خانه فاطمه الزهرا آتش میگیرد و پیکر مطهرش سپر بلای علی میشود ؛ هنوز که هنوزه هر روز به دست و پای علی غل و زنجیر میکنند و پیامبر را وادار میکنند هر روزه نظاره گر این مصیبت ها باشد .. عجب صبری دارد محمد رسول الله .. عجب صبری دارد خدا ..

...

ادامه دارد ..

/ 5 نظر / 8 بازدید
سانازبانو

مامان خاتون مهربون چه خوبه اینا رو می نویسی با خوندنش عطش دوباره رفتنم بیشتر میشه. راس میگی این وهابی ها نمی دونم چرا با گریه مشکل دارن یه بار رو به روی گنبد خضرا وایستاده بودم و یه حال عجیبی اشک می ریختم و حرف می زدم زیر لب یهو دیدم یه وهابی یه سرباز با خشونت دارن می یان سمتم البته یه چند نفر دیگه هم بودن که خلاصه ما هم فرار رو ترجیح دادیم و د بدو [نیشخند]

خودم

[افسوس]

یاسی

زیارت قبول مامان خاتووووووووووون[بغل] برم بخونم

یاسی

پارسال همین روزها ما مهمان میدینه بودیم ... دلم گرفت یاد شبی افتادم که کل حرم رو دور زدیم تا بریم روضه رضوان .. وارد که شدیم دیدیم همه اجازه وروزد دارن جز ایرانیها که باید دسته بندی شده و با تاخیر برن داخل !!! 1ساعت و 45 دقیقه طول کشید و وقتی وارد شدم ....[خنثی] باورم نمیشد که باید همه چیز رو در حجاب برزنت و دیوار زیارت کنم ! حتی نمازخوندم هم نیومد.. بیرون اومدم و تا خود هتل گریه کردم و وهابیون رو لعنت ... تازه فهمیدم غربت مدینه یعنی چه

یاسی

و قسمت دردناک ماجرا این بود : تو اون 1-2ساعت معطلی خانومهایی بودن که به زبان فصیح فارسی زایرین رو ارشاد میکردنو آداب زیارت رو براشون میگفتن ..من هم از بیکاری رفتم جلو و..... تازه وقتی کلمه نماز زیارت حرامست رو شنیدم دوزاریم افتاد ! اینها همون وهابیون بودن که دین و زیارت از قبر نبی مون رو برامون تشریح میکردن و اسفبار اینکه همه سرتاپا گوش! بعضآ کاغذ به دست یاداشت میکردن .. که ای کاش یه عده پیرزن بی سواد یا روستایی ساده لوح بودن! خانومای جوان ومتشخص و شهری[ساکت] باورم نمیشد این حماقت ایرانی رو