دخترای کوچه

دیروز عصر بعد از ماهها پنچری دوچرخه حسین رو گرفتیم که عصرای ۵ شنبه ببرمشون پارک بازی کنند ، گویا با اجازه پدرش تا سر کوچه هم یه دور زده و برگشته بود .. خوشم نمیاد برن توی کوچه !! چیزی نگفتم حالش گرفته نشه ، گذشت ...

امروز عصر زنگ خونه رو زدند .. تازه چرتم برده بود خوابآلود گوشی اف اف رو رو برداشتم :

- بفرماییدخمیازه

صدای دو تا دختر بچه خیلی ریز با هیجان جیغ جیغ کردند که :

* سلام . خانوم میشه به پسرتون بگین یه دقه بیان دم در ؟؟؟؟ خیال باطل

میشناختمشون ! کوچیکه قد فلفله ، تا پارسال خودشو از درب میکشید بالا زنگ میزد و فرار میکردخنده چون خودم تو بچه گی این کاره بودم چیزی نمیگفتم نیشخند.. چشمای ریز مشکی و موهای همیشه آشفته و ژولیده و لباس های نه خیلی ترتمیز ، کلا دخترای خیلی خوشگلین اما حیف که همش تو کوچه هستند و کوچه هم محل مناسبی برای رشد هیچ بچه ایی نیست .

ـ چکارش دارید ؟متفکر

* شما بگین بیاد دم در خودمون بش میگیم ! مژه

- خوب شما بگین چکارش دارین ؟ شیطان جیرجیر کنان با با اشتیاق :

* خانوم اجازه میخواستیم بگیم بیاد باهامون بازی کنه ! خوشمزه

- آخه پسر من تو کوچه نمیاد بازی کنه ! مژه

* اهه چرا خانووووم تعجبظور اومد کلی بازی کردیم .

فهمیدم محمد یا علی پسرای طبقه دومی بوده همسن حسنین خودم هستند . افسوس

ـ زنگ دوم رو بزنید تا بیاد .. چند دقیقه بعد دوباره زنگ زدند .. 

*‌خانوم اجازه دومیا نیستن نگران.. به پسرتون بگین بیاد دیگه .. زود برش میگردونیم !!!خوشمزه

هیپنوتیزمبعله !!! و شروع کردند به بحث کردن با همدیگه :

*۱ : اهه این که دوچرخه نداره !زبان

*۲ : نخیرم داره .. خودم دیدم با یه دوچرخه قرمز خوشگل دیروز رفت سر کوچه !قهر

*۱ : من ازش خوشم نمیاد علی خوشگل تره ! زبان

( حالا تو پرانتز بگم اصنم اینطور نیس .شیطان. حسین خودم خوشگل تره مژه)

*۲ : اهه آقا خیلی بدجنسی !! ( تکیه کلام دختر لوسا در تمام دوران ) بزا بیاد اینم پسر خوبیه !! قهر

* خانوم اجازه ، اسم پسرتون چیه ؟ مژه

- حسین متفکر

*۱ : بفرما ! اصن از اسمشم خوشم نمیاد .. زبان

*۲ : چیکا به اسمش داری بزا بیاد سوار دوچرخه مون کنه ببردمون ته کوچه بگردیم !! خوشمزه

واه واه واه چشمم روشن ، پسرهمسایه چه کارایی میکنه شیطون بلا !!! خنده پسره همسن حسن ه اینقدر قیافه ش مظلومه ، تیریپ خجالتی و اینااخجالت ..

* خانوم اجازه دومیا نیستن .. بگین پسرتون بیاد دیگه عه زبان!!

- به چهارمیا زنگ بزنین دو تا دختر دارن !!آخ

*۱ : نخیرم ما پسر شما رو میخایمم قلب.. اون دخترا خسیسن دوچرخه نمیدن بهمون ! تعجب

*۲: بع له خانوم .. بگین بیاد .. بگین بیاد ...خوشمزه

این قدر آسمون ریسمون بافتم تا ول کردند رفتند .. آخ کلی هم با صدای ریز فجیعشون جیر جیر کردند تا دور شدن !! خدا به دختردارا صبر بده فرشته.. صداشون مث مته دریل تا ته مخ آدمو سوراخ میکنه !! کلافه

دو ساعت بعدش حسین :

مامان اجازه میدی با دوچرخه م برم تا سر کوچه برگردم ؟ خوشمزه

لازم نکرده !!! روی رمپ پارکینگ بازی میکنی هیییجججا هم حق نداری بری !!! عصبانی

بچه م روحش خبر نداره دخترای کوچه تحت نظر گرفتنش .. اونم واسه شکار دوچرخه ش !!! ابرو

 

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خودم

چشممون به نسل جدید نیز منووووووور گشت بسی زیاد [هیپنوتیزم]

بهار

سلام وبلاگتون رو یکی از دوستان معرفی کرده منم با اجازه شما لینکتون کردم خوشحال میشم شما هم بیاید یه سری به وبلاگ من بزنید درباره کودکان استثنایی است و دوست دارم نظراتتون رو هم بدونم و دوست داشتید لینکم هم بکنید خوشحال میشم...[لبخند] http://bachehayeabadi.mihanblog.com/

نفیسه

چه دخترای زبلی!!!!!!!!!!!منم از تفریحاتم بازی تو کوچه بود البته اونموقع ها چند تا خونه بیشتر تو کوچه امون نبود و الان هم خونه شده یه آپارتمان دلگیر...............اما ما به زرنگی این دخترا نبودیم تازه پسرا رو هم اگه میخواستن بهشون دوچرخه هم میدادیم

یاس حسینیه

:)) اگه دوچرخه بده به اونا خودم حسابشو می رسم، بیچاره فاطمه کلی عز و جز می کنه دوچرخه اش رو نمی ده حالا بره بده به اونا !!! [عینک]

ایرسا

واااااااااااااااااااایخدا خیلی بانمک بود یعنیا دختر بچه ها اینقدر پررو شدن؟ما از همون بچگیم که تو کوچه بازی میکردیم حجب و حیا داشتیم با دخترا فقط بازی میکردیم پسر میومد تو جمعمون دعوا راه مینداختیم اینا دیگه بابا خیلی باحالن چی میخوان از آب در بیان؟ ولی جلوی حسینو نگیر هر چی زیاد سخت گیری کنی بدتره بزار خودش بفهمه دلیل مخالفتتو ...[نیشخند]

مهرناز

هی هی هی ما چه مظلوم بودیم تو کوچه که نمیرفتیم تو همون بالکن خونمون هم جرات نداشتیم با پسر بازی کنیم [خنده] چه برسه بریم یقه مامان ژسرو بگیریم بذار بیاد [شیطان]

خودم

این دخترا که هنوز اینجا ولو هستند. نمی خواین چیز جدیدی بنویسین لااقل برن یه کم پایینتر؟

کاظمی

جالب بودن موضوع یه طرف. تعریف کردن شما هم یه طرف[لبخند]

ستاره ها

سلام مامان خاتون عزیزم، خسته نباشید[وحشتناک] مادر هستین دیگه ، مادر های این زمان هم گویا باید چهار چشمی مراقب گل پسرهاشون باشند[خجالت][پلک] ***روز مادر رو بهتون صمیمانه تبریک میگم[ماچ][بغل][گل]*** انشاءالله در پناه خدای مهربان سلامت باشید همیشه[بغل][گل][گل][گل]

تارا

در کنار نام پاک فاطمه جانماز عشق را وا می کنم دست حاجت را به عشق فاطمه رو به سوی نور بالا می کنم با قسم بر آبروی حضرتش ارزویت را تمنا می کنم! از برای یمن روزت ای عزیز، فرش یاس تا عرش برپا می کنم... روز زن مبارک عزیزم