زنٍ بچه م

لوس شده رفته بغل پدرش ، امیر هم سرشو ناز میکنه و میگه : پسر کوچیکه م عزیز دلم ، دوست دارم بزرگت کنم ، بری مهدکودک ، بری مدرسه بعد بری دانشگاه ، بعد برات زن بگیرم ، بعد بچه دار بشی ، بعد ازش پرسید میخوای برات زن بگیرم ؟ ( از اون سوال لوس هایی که باباها از پسر کوچولوهاشون میپرسن !!ابرو   )

خیلی جدی و منطقی جواب داد : نع !! داریم !! از خود راضی

تو دلمون گفتیم الان اسم دختر خاله ایی ، دختر عمه ایی ، دختر عمویی یا همکلاسی های مهدش رو میاره .. ابله

ـ چه خوب ، اسمش چیه ؟ خوشمزه

- اوناهاش ،‌و اشاره کرد به من !!!سبز

دست گلت درد نکنه با این بچه بزرگ کردنت !! بعد ۵ سال ننه خان باجی بودن واسه ش ، تازه فکر میکنه بنده زنشم !!! واقعا که !!!!!! منتظر

-------------

البته بنده مطلع هستم که در این سن بچه ها عاشق والد غیرهمجنس خودشون میشند و بنده در منزلمون ۳ تا عالیجناب سینه چاک دارم !! اون دو تا عالیجناب که همچین افاضاتی نفرموده بودند ،‌ سرٍ پیری زنِ بچه مون هم شدیم !! نیشخند

/ 12 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله مپیسه

ای وروجک بیدندون . نزاشتی من با مامانت حرف بزنم

فریده

عکسش کو این ناقلا؟ [نیشخند]

پپر

خــــــــــیــــــــــلـــــــــی باحال بود [خنده]

ماه مون

سلام مامان خاتون مشتاق دیدار دوباره چرا آپ نمیکنی؟

خودم

پس کی می نویسین؟؟؟؟

الهه رضایی

سلام الهه رضایی مجری برنامه کودک در سال های گذشته شما را به سایت خود دعوت میکند.. http://elaherezaei.persianblog.ir/

آیدا

سلام خیلی نوشته هات زیبا هست تروخدا وبلاگتو بروز کن آخه از فروردین تا حالا چرا چیزی ننوشتی ؟[گریه] خیلی خیلی خسته نباشی ایشالا همیشه خودتو و خونوادت سالم و سلامت باشید موفق باشی[گل]

ماه مون

سلام بر مامان خاتون ما عکس از تولد حسن می خواهیممممممممممم. . در مورد وبلاگ نوشی فیلتره بعدشم در دست تعمیره من از ریدر چون میخونم مشکلی ندارم.

مهرناز

کجا مینویسی بانو ؟

زنبق

عالی بود این خاطره...:))