دختر خانم مدیر

یکی دو هفته پیش کتاب بخوانیمش گم شد !! از خونه خودمون تا خونه اقوام رو گشتیم و پیدا نشد که نشد ! روز چهارم که دیگه ناامید شده بودیم مجبور شدیم که کتاب بخوانیم رو بخریم ! وقتی امیر کتاب رو به مدیر داد تا به حسین برسونه مدیرش آروم زد پشت دستش و با تعجب گفت : ای وااای خریدید ؟؟؟؟ چرا به من نگفتید !!!؟؟

بعد کتاب بخوانیم رو از توی کیفش درآورده و گفته من نیمدونم چطور این اتفاق افتاده ! ولی کتاب بخوانیم حسین توی کیف دختر من بوده !!!!! خجالت

ما از اون روزه هی از حسین میپرسیم کتابت تو کیف دختر خانوم مدیر چی کار میکرده !؟ هی شونه بالا میندازه و یه ور دیگه رو نگا نگا میکنه و لباشو به حالت آویزون د رمیاره که یعنی نمیدونم !!!

والله مونیدم چند روزه واسم شده معما ! دختر خوشگل خانم مدیر کلاس چهارمه ! گاهی بعد از تعطیلی میاد مدرسه و توی حیاط با بچه ها بازی میکنه ! اما رابطه دوستی با حسین نداشته ! اصلا حسین بعد از تعطیلی با سرویس میاد خونه ! یول 

حالا چند روزه کتاب علومش گم شده ! میترسم دوباره برم بخرم و کتاب سر از کیف دختر خانم ناظمی ، دختر خانم معلمی ، دختر خانم ورزشی سر در بیاره !! قهقهه

بچه م آینده نگره ! بده قلب؟؟ تو مدرسه کی بهتر از دختر خانم مدیر ! معلوم که پس فردا بزرگ بشه میره سراغ دخترای رئیس روئساش !!! نیشخند شاید در آینده داماد رهبر مملکت شد !! مژه

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
خودم

[ابرو] شاید کتابه با کیف دختر خانم مدیر کار داشته رفته پیشش، شایدم یکی از دفتر کتابای دختر خانم مدیر از رفقای قدیمی کتاب بخوانیم بوده، شایدم کتاب مربوطه با مداد قرمز دختر خانم مدیر روی یه درخت بزرگ شده باشن و حالا صرفا خواستن یه گردهمایی خانوادگی برپا کنن و یادی از گذشته بکنن. این احتمال هم هست که یه نفر پیدا شده باشه که به خواندن درسهای اضافه علاقه داشته باشه یا خواسته باشه در راه رضای خدا درسای یکی دیگه رو بخونه و قرعه به نام پسر خوشبخت شما افتاده باشه، یا اینکه دختر خانم مدیر خواسته باشه برای نقاشیش از یکی از عکسهای کتاب مربوطه استفاده کنه و پسر شما هم با کمال از کتاب گذشتگی کتابشونو بهشون قرض داده باشن، اینم ممکنه که کتاب خان تو مدرسه یا دفتر جا مونده باشن و خانم مدیر هم چون کیف خودشون جای کافی نداشته از کیف دخترشون برای نگهداری اون تا وقت پیدا شدن صاحبش استفاده کرده باشه (اصولا کیف بچه ها محل مناسبی برای گذاشتن وسایل بزرگیه که تو کیف مادرا جا نمی شه.احتمالات دیگه ای هم هست که این پرشین بلاگ جای نوشتنمونو محدود کرده و جا ندارم بنویسم. سخت نگیرین احتمالا این وسط از مزایای دختر خانم مدیر بودن استفاده شده !

خاله قورباغه

بهتره بره چندتا زن از چندتا خانواده معروف بگیره هرچی حسن ساده است اون دوتا جبران کردن ساده گی و نجابت حسنو

نگین

چه زرنگه پسرمون! خوب شناسایی می کنه ها! میگم اگه حسن بیاد واسه دبیرکلی، طبیعتا حسین هم میاد دیگه... این دخترهای خانواده اوباما هم بد چیزایی نیستن ها! [خنده]