نگران نباش

میخواستم در جواب دوستانی که علت کنسل کردن سفرکربلا رو پرسیده بودند این پست رو بنویسم ولیکن یک جورایی محتوای پست عوض شد ..

جواب استخاره های مادر امیر رد خور نداره .. جواب سئوالت رو واضح و درست میده . 29 ماه رمضان بدون اینکه بگیم برای چه منظوری استخاره کردیم ,‌ جوابش آمد که : از آنجا که باعث زحمت دیگران میشود بهتر است صرفنظر کنید . اما از وقتی خانواده ها شنیدند افتادند به تکاپو که نه هیچ زحمتی نیست و باید حتما برید و خیالتون هم راحت ، نگران نباشید ..

البته من از اول هم نگران محل و مکان بچه ها نبودم اول نگران غیبت بیش از یک هفته ایی م میشد که به هادی خیلی خیلی سخت میگذره و تحمل نداره  و بعد نگرانی ام مربوط به درس های حسن و حسین هست . رسیدگی به درس حسین سخت نیست اما حسن از اونجا که کتاب بریل و کتاب صوتی جدید هم نداره (همون مشکل پارسال ) باید هر روز درس های جدیدش رو برایش روی نوار کاست بخونم .

تاریخ سفر هر چند اوایل مهره ولی تا زمان برگشت دست کم 20 روز از مهر گذشته و کلی درس جدید گرفته . درس های اولیه هم اغلب یادآوریه و اگر درست براش  یادآوری و تشریح نشه در فهمیدن دروس بعدی دچار مشکل میشه .. امسال که معلم رابط هم نخواهد داشت دیگه قوز بالاقوزه !

پریروز خیلی دلم شکست .. الکی الکی کلی اشکم دراومد .. که چرا بنده های خدا اینقدر برای همدیگه مشکل میتراشند .. ناسلامتی دین ما اومده برای زندگی راحت تر انسان ها .. خیلی زشته پیرو دین اسلام باشیم و اینقدر زندگی رو به دیگران سخت بگیریم که عاصی بشند .. چرا باید اینقدر نگران مسائلی باشم که حداقل حقوق آموزشی فرزندم هست ؟!

از وقتی که خانواده هامون متوجه شدند استخاره رو برای چی میخواستیم تماس پشت تماس که شما برید نگران بچه ها هم نباشید . اما گذشت دیگه .. این نیز بگذرد ..

سر نماز عید کلی مامان گلایه کرد که دو هفته رفتید مکه ، مگر به بچه ها سخت گذشت ؟ چرا نرفتید و واسه چی تو داری لج میکنی ! و این کارها چیه میکنی ؟! مشابه ش رو از بقیه هم شنیدم .. حالا هر چقدر میگفتم که من نگران جا و مکان بچه ها نیستم نگران تنهایی های هادی و درس بچه هام مگر گوش میدادند تا وضعیت درس خواندن با حسن رو تشریح کردم . بعد از چند ساعتی باز تماس گرفتند که نگران اون قضیه هم نباش ما خودمون برای حسن درس ها رو میخونیم و باهاش کار میکنیم . هادی رو هم با وعده به پارک و گردش نگه میداریم .

فکر کردم میشه درس ها رو جلوتر روی نوار بخونم .. حالا اگر از درس هاشون هم خیالم راحت می بود باز نگران هادی بودم .. امیر گفت حالا که خیالت از درس و مشق راحت شده اگر موافقت کردند که هادی رو ببریم دیگه دلیلی برای کنسل کردن سفر نیست .. با معاون کاروانمان تماس گرفتیم :

موافقت کردند ...

 لبخند

/ 6 نظر / 9 بازدید
وب نواز

با سلام انجمن وبلاگ نویسان ایران آغاز به کار کرد (www.webnavaz.com). وبلاگ نویس عزیز برای اینکه افراد بیشتری با نوشته های شما آشنا شوند می توانید مطالب خود را در سایت وب نواز هم منتشر نمایید. برای گرفتن نام کاربری و رمز عبور به قسمت ثبت نام وبلاگ نویسان در منوی بالای سایت مراجعه بفرمایید.

خودم

خوبه که نرفتم سفر قندهار! گفتم ممکنه فقط یه کم کمتر بیام نگفتم که می رم بمیرم. بفرمایین اینم تشریف فرمایی و نظر بنده همین اول کار: خیر باشه! با توجه به اینکه فرمودین استخاره هاشون درست در میاد و به شما گفتن بهتره صرف نظر کنین درست نمی دونم چی بگم (خوب موضع گیری در این جور مواقع سخته) ولی در هر حال امیدوارم تصمیمی که می گیرین به خیر و صلاحتون باشه و هم رضای خدا و هم رضایت و خوشنودی شما رو به همراه داشته باشه.

ستاره نقره‌ای

خواننده خاموش هستم ولی این بار نتونستم خاموش بمونم. از صمیم قلب تبریک می‌گم که واقعا" طلبیده شدین. امیدوارم که همه چی خوب و عالی پیش بره. التماس دعا

خودم

بازم اومدم تشریف نداشتین

خودم

پست جدید پیشکشتون شما جواب نظرات گهربارمم چند روز در میون می دین

ساني

khobe ke mirin[ماچ]