جز عشق تو

جز عشق تو هیچ نیست اندر دل ما --- عشق تو سرشته گشته اندر گِل ما

"اسفار" و "شفاء" ابن سینا نگشود --- با آن همه جرّ و بحثها مشکل ما

با شیخ بگو که راه ما باطل خواند --- بر حقّ تو لبخند زند باطل ما

گر سالک او منازلی سیر کند --- خود مسلک نیستی بود منزل ما

صد قافله دل، بار به مقصد بستند --- بر جای بماند این دل غافل ما

گر نوح ز غرق سوی ساحل ره یافت --- این غرق شدن همی بود ساحل ما

روح الله الموسوی الخمینی

/ 2 نظر / 16 بازدید
رضا

سلام ,مطلب قشنگی بود وقت کردید یه سری هم به من بزنید.