مهندس کوچولو

گوشی موبایلم رو کرده بود توی چشمم با ذوق گفت : مامان توی بابایلت ماشیءی داره ؟ مژه

در حالی که داشتم به درس حسن میرسیدم بی حوصله گفتم : نه بابا ماشیءی دیگه چیه ! چشم

گوشیم رو برداشت و جیم زد .. تو دلم گفتم آخیششش مزاحم کارمون نمیشه ! خیال باطل

یک ساعت بعد ...

گوشی م رو گرفت تو صورتم و آمرانه گفت : شاردش کن ! ماشیئ ی داره میره !!! ابرو

متعجب از اینکه تازه شارژیده بودمش نگاش کردم دیدم رفته توی برنامه گیم موبایل و بازی لمسی خیلی سخت مسابقه رالی رو داره در مرحله های بالا انجام میده !!! دیگه بمونه هفت خوان رستم برای وارد شدن به برنامه گیم گوشی !!!!! اوه

جلل الخالق از بچه های این دوره زمونه ! مهندس نرم افزار و تکنولوژی به دنیا میاند !!! قلب

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
خودم

ای بابا شما دیگه چرا دست کم می گیرینشون مامان خاتون [قهر]. راستی نگفتین دوست دارین چی صداتون کنیم

مامان خاتون

خودم خانومی چیه؟ نکنه میخوایی تو رو قورباغه صدا کنم ؟!![شیطان]

خودم

[سوال] من چي كاره بيدم؟

خودم

اگه نگين چي مي خواين صداتون كنم شايد لك لك رو به عنوان يكي از كانديداها در نظر بگيرم. خوب خودتون پيشنهاد كردين من چي كار كنم [شیطان]

مامان خاتون

باشه قورباغه جون لک لک صدا کن هر چی باشه از قورباغه که بهتره !!! [نیشخند]

مامان آرتا.نسیمه

چقدر اینجا عوض شده.فضای شاد و مثبت تری شده عزیزم.من خیلی وقته نیومده بودم دوباره سلااااام مامان با احساس و پرتلاش