شاب شم به

تقریبا هفت روز هفته حسین میپرسه امروز چند شنبه ست !؟

هر روز هم منتظره بشنوه که سه شنبه ست تا از ته دل بگه آخ خ خ خ خ جون ، امروز ورزش داریم !

امروز تا بیدار شد پرسید امروز چن شمبه ابروست ؟

قبل از اینکه کسی جواب بده ، هادی خواب آلود گفت : شاب شب مهخمیازه ( چهارشنبه )

 عاشق این تک زبونی حرف زدنش هستم خنده

 

کمتر پیش میاد صدای یواش و مخملی آیه رو بشنوم .. با اینکه کمتر از هادی زبونش میگیره و تقریبا روون حرف میزنه ولی کلا کم حرف ه .. کلا این جوری بگم دختره دیگه !!  از نوع قدیمی هاش که جیک نمیزدند یول!

شنیدم که آیه آروم و خونسرد به هادی گفت : هادی پاسدل (پاستل نقاشی ) داری مژه؟

همانطور که ظرفها رو میشستم دیدم هادی دفترنقاشی و یه بغل پاستل تقدیم سرکار علیه کرد و چند دقیقه بعد دیواری که میبینید به تابلوی هنری تبدیل شد !! منتظر

آتیش پاره !! تعجب فکر نمیکردم معلم نقاشی هادی ، این فسقلی باشه !! هیپنوتیزم این عکس ها هم عملیات پس از خرابکاری ست .. فعلا دوشاخه رو زدند تو شارژ برای شیطونی های بعدی !! بغل

حسین آقا هم یاد گرفته وبلاگ بخونه !!! از خود راضی فکر کنم همین روزها باید برای کنترل سایت هایی که همینجوری از روی کنجکاوی روشون کلیک میکنه دسترسی به این سایتها رو کم کنم ! مخصوصا وبلاگ خودم رو !! چه معنی داره بچه آدم وبلاگ مامانشو بخونه و از خوندن شیطونی هاش هر و هر بخنده !! دهه !! قهر

بعد از تحریر :

سفارشی های خاله هنا :

فاطمه و آیه .. این عکس برای ٨/٨/٨٨ هستش تولد پدرش و عمو امیرش قلب 

امسال فاطمه کلاس اولیه .. ماشالله چقدر هم درسش خوبه بغل.. هرچند مثل همه بچه ها زنده و مرده مادرجانش را جلوی دیده گانش میاره !

دوربینم مشکل داره درستش کنم کلی عکس جدید میزارم .. عکس هام همه شون قدیمی اند ..

/ 16 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خودم

[اضطراب] یادم رفت تو قبلی لینکمو حذف کنممم

خودم

هر کاری فکر می کنین لازمه که خونه زندگیتون بهم ریخته نشه بطور اورژانس انجام بدیم وگرنه مسئولیتش با خودتونه

نگین

من عاشق نقاشی بچه ها روی دیوارم... نکنه یه وقت دعواشون کرده باشی ها؟!!! دراین صورت با من طرفی! [منتظر]

خودم

مجددا شاب شم به تون بخير

خودم

پس کی می نویسین؟؟؟

خودم

فکر کنم دیگه بتونم اینم از خودتون نقل قول کنم (ام امبه تون به خیر .. )

نگین

چند تا شاب شمبه است که اینجا به روز نشده؟؟؟ [منتظر]